چقدر بده آدم دو روز جمعه داشته باشه ! امروز ( پنج شنبه ) وقتی از خواب بیدار شدم انگار که روز جمعه هست … من که شدیدا از روز جمعه بدم میاد روز کسل کننده ایه … حالا خوبه صبح هاش آدم دیر از خواب بیدار میشه وقت زود میره ولی بد از ظهراش دیگه مگه این وقت میره ! در کل روز های جمعه خونه ما یه حالت خاصی داره که با روز های دیگه فرق می کنه … اینم بگم که اصلا حس خوبی نیست !
حالا خوبه امروز ناهار خونه عموم اینا دعوت بودیم و کلی هم بهمون خوش گذشت ولی واقعا دیگه روز کسل کننده ای برام میشد … البته اینم بگم که تابستونای روز های جمعه قابل تحمل تر از روز های جمعه سایر فصل ها هست چون همه ی جمعه های تابستونو به باغ سیب خودمون میریم و چند تا هم درخت گوجه سبزو زرد آلو و گیلاس هم داره که قبل از سیب ها می رسه و ما هر هفته یه مشغولیتی داریم و میریم اونجا خودمونم حسابی تغذیه می کنیم و از هوای پاک طبیعت هم به اندازه کافی به قول پسر عموم می نوشیم ! و فردا هم طبق معمول قراره بریم خوش گذرونی .
واه واه غروبای روزای جمعه رو نگو…. واقعا دل آدم میگیره . منم نکه خیلی غروب دوست دارم ! ان قدر از غروب و از عکس ها یی که از غروب گرفته میشه بدم میادددد که حد نداره ولی در عوضش از طلوع خیلی خیلی خوشم میاد از طراوتش از هوای تازش و از زیباییاش و اگه خروس موجود باشه ! از قوقولی قوقوی خروسم خوشم میاد !! و کلا همه چیز طلوع قشنگه . راست نمی گم ؟ البته غروب هم طرفدار های خودشو داره و فکر کنم طرفداراش بیشتر از طلوع هم باشه … و به نظر خودم دلیل این که از غروب خوشم نمیاد این باشه که غروب سرشار از رنگ های گرم هست مثل نارنجی و زرد و قرمز و … حالا از این رنگ ها خیلم خوشم میاد و هر سه رنگ های مورد علاقمه ولی خب نمی دونم چرا ذاتا غروبو دوست ندارم !
اینم بگم که اگه رادیو دوست هستین و سحر خیز ! حتماصبح های جمعه از ساعت 9 تا 11/5 به رادیو جوان گوش کنین برنامه جالبی داره .
راستی اینم بگم که کلی نوشته های تووووپ تایپ کرده بودم که مامانم صدام کرد و منم بدون این که سیوش کنم رفتم و وقتی اومدم دیدم که اقا نیهاد سر و مر گنده پشت کامپیوتر نشسته و میگه خاله پاک کردم خودم برات نوشتم ، منم گفتم دستت درد نکنه !
آخرین نظرات