ضایع شدیم !
دبروز بعد از ظهر همگی رفتیم بیرون که برای من دستبند طلا بخریم ، درواقع النگو ها مو می خواستم با دستبند عوضش کنم و بالاخره بعد از کلی گشتن و دیدن طلا فروشی ها یه دستبند رو پسندیدم و رفتیم که با النگو هام عوضش کنیم و اتفاقا دستبند ، هم قیمت النگو هام بود وتصمیم گرفتیم که بخریمش و همه هی بهم می گفتن مبارکه و خیلی خوشگله که طلا فروشه وقتی داشت فاکتور می نوشت یادش رفت که چند گرمه گفت که میشه دوباره بدین وزن کنم ببینم چند گرمه منم که دستبند رو دادم بهش دیدیم که این طلا فروشه داره می خنده و گفت که ای وای خانم ببخشید این دستبنده 60 تومان قیمتش بیشتر از النگو های شماست و ما هم همگی دست از پا دراز تر ضایع شدیم و اومدیم بیرون و هی به جای تبریک بهم تسلیت می گفتن و دل منه معصوم رو می سوزوندن !







آخرین نظرات