خانه > Uncategorized > شوکا رفت تا 2 سال بعد …

شوکا رفت تا 2 سال بعد …

فکر کنم دیگه وقت این رسیده که من هم یه مدتی از دنیای
وبلاگ ، اینترنت و کلا کامپیوتر دور بمونم و به کار های مهم تری که آینده ی من رو مشخص می کنه برسم ، آینده ای که وابسته به همین دو سال هست و به نظر من خیلی خیلی حیفه که به خاطر همین وبلاگ نویسی و کامپیوتر خراب بشه . حداقل اگر هم خراب شد ( که خدا اون روز رو نیاره ) این مورد رو برای خودم بهونه نکنم !
بله دیگه من هم تصمیم گرفتم که دو سال همه تفریحاتم رو قطع کنم و بشینم مثل بچه آدم درس بخونم ، با خودم که فکر می کنم میگم زیاد سختم نیستا ، کافیه که یکم تلاش کنم .
می تونم به جای این که روزانه 2-3 ساعت وقت بزارم رو وبلاگ رو درسام وقت بزارم و به جای این که همیشه خدا هر چیزی رو می بینم تو مغزم برای وبلاگم سوژه ش کنم و برای خودم تو فکرم مطلب بنویسم خیلی کارای دیگه کنم !
بیشتر به این امیدوارم که حداقلش خودم از درس خوندن واقعا لذت می برم و وقتی درس می خونم خیلی کیف می کنم حالا اگه نتیجشم بگیرم که نور علی نور میشه .
و اینم می دونم که دوری دو ساله از کامپیوتر منو از تکنولوژی روز دنیا خیلی عقب میندازه .
و اما وبلاگ !
یه خواهشی که از همه ی دوستای اینترنتی دارم اینه که حداقلش منو فراموش نکنین ! اگه بعد از دو سال اومدم دیگه نگین شما دیگه کی هستی !!! باور کنین که خیلی ناراحت میشم !
یه خواهش دیگه هم دارم اینه که خواهشا لینکمو از وبلاگتون بر ندارین ، لینک های شما هم سر جاش هست … تا چشم به هم بزنین اومدم !
خداییش خیلی با حال میشه بعد دو سال آدم بیاد آپدیت کنه اونم با یک خبر خوش !
فعلا تختش می کنم تاان شا الله دو سال بعد …

Categories: Uncategorized
  1. سپتامبر 23, 2006 در t 11:03 ب.ظ | #1

    سلام حاجيه عزيزم
    دلم از رفتنت گرفت
    تو جزو اولين دوستان وبلاگ جديدم بودي
    اما خوشحالم كه اين تصميم رو گرفتي و اميدوارم 2 سال ديگه با خبر هاي خوش برگردي
    اميدوارم منم تا 2 سال ديگه هنوز وبلاگ نويس مونده باشم
    منم دارم ميخونم براي كنكور براي منم دعا كن

  2. سپتامبر 23, 2006 در t 11:16 ب.ظ | #2

    صلام.!
    واقعا رفتي تا 2 سال ديگه…؟! بعيد به نظر ميرسه….
    فكر كنم من رو بشناسي…همون كسي هستم كه تو ميهن بلاگ وبلاگ داشت….يك كم فكر كن…
    ا….هستم؟

  3. سپتامبر 24, 2006 در t 6:32 ق.ظ | #3

    salam hajieh jan
    khobi?
    khob mikhay ke weblog ro takhte konish ta be darsat beresi
    movafagh bashi
    manam barat arezooye movafaghiyat mikonam

  4. سپتامبر 24, 2006 در t 6:35 ق.ظ | #4

    salam
    khobi hajieh jan
    mikhay baraye 2 sal beri be darsat beresi
    khob omid ke mivafagh bashi

  5. سپتامبر 24, 2006 در t 8:32 ق.ظ | #5

    هر چند به نظر من این کارها که تلویزیون رو برداریم تا درس بخونیم کار الکیه اما خوب این تصمیمیه که گرفتی
    من که سالی که قبول شدم نتونستم بیش از 5 ساعت رکورد بزنم منتهی فرق من با تو اینه که تو برای پزشکی میخونی

    اما هر وقت تونستی حداقل اینجا رو یک up کن

    با آرزوی موفقیت

  6. سپتامبر 24, 2006 در t 10:03 ق.ظ | #6

    چه خوب! البته ننوشتنت خوب نیست ، درس خوندنت را میگم ! خیلی عالیه ! واقعا وبلاگ نویسی مزاحم درجه 1 درس . امیدوارم بعد از دو سال بعنوان یک دانشجوی پزشکی آپدیت کنی ! راستی این کامنت ها را هم دوسال دیگه میخونی ؟؟؟؟

  7. سپتامبر 24, 2006 در t 10:23 ق.ظ | #7

    سلام علیکم

    اگرچه فکر می کنم نشه پابندش بشی، موفق باشی

  8. سپتامبر 24, 2006 در t 12:15 ب.ظ | #8

    براتون ارزوی موفقیت می کنم و منتظر خبر خوشتون هم هستیم.

  9. سپتامبر 24, 2006 در t 3:32 ب.ظ | #9

    شوکا جان بادرودی گرم…. امیدوارم خوب خوب باشی
    دووووووووووووووووووووووووووسال!!!!!!!!!دو
    باورم نمیشه بتوانی طاقت بیاری!! ولی خوب بهتره ماهی یک باربیایی خانه ات را خانه تکانی کنی
    خوب شما توی این مدت خیلی وفت گذاشتی برای دفترت
    حالا کم کم کن ولی تعطیل نه!! سعی کن.. دل من یکی که برای نوشته هایت تنگ میشه
    برایت آرزوی موفقیت در همه زمینه های زندگی رادارم
    جای تو هم دردل من هم دردفترم ثابت و همیشگی است
    دوست و دوستدار همیشگی تو مهربان آگاه.. با ران…. آخرین ترانه ی باران

  10. سپتامبر 24, 2006 در t 3:35 ب.ظ | #10

    دلمون برات تنگ میشه
    انشالا با دست پر برمیگردی
    مواظب خودت باش

  11. سپتامبر 24, 2006 در t 8:58 ب.ظ | #11

    وای دو سال؟خوب حاجیه جون درس بخون اما گاهی شیطونی عیب نداره ها………اگر مامانت بفهمن چه دوستایی داری وای به حالت……………..

  12. سپتامبر 25, 2006 در t 1:42 ق.ظ | #12

    البته که 2 3 ساعت وبلاگ نویسی در روز از نظر من زیاده و من با تصمیمت کاملا موافقم

    و یک توصیه دارم و پیشنهاد، یک مطلب بنویس در وبلاگت با عنوان “اگر شوکا امروز می نوشت چی می نوشت” و بگذار و بیا بعد از 2 سال ببین بازدیدکنندگانت به جای تو ( و به عنوان کامنت ) در وبلاگت چی نوشتن، به نظرم بعد از 2 سال خیلی جالب بشه

  13. سپتامبر 26, 2006 در t 10:01 ب.ظ | #13

    ببین پشیمون میشی. من به تعداد موهای سرت همچین تصمیماتی گرفتم و بعدش برگشتم. درس سیخی چنده؟

  14. سپتامبر 27, 2006 در t 2:57 ب.ظ | #14

    سلام….. .
    اولا موفق باشی…..دوما که من هم نمی توانم زیاد روی اینترنت بیام ؛ جون منم امسال کنکوری هستم!!!!!!!برام دعا کن لطفا!منم برات دعا می کنم…….. .
    اطمینان دارم که موفق می شوی.
    ………………………..امیدوارم هر کسی به آرزوهاش برسد.

  15. سپتامبر 27, 2006 در t 11:07 ب.ظ | #15

    fبه نام حضرت عشق
    سلام
    خیلی متاسف شدم از اینکه قراره تا دو سال دیگه نیایید ولی خوشحالم که به کاری میرسید که به قول خودتون برای آینده خیلی مهمتر و تاثیر گذارتره . به هر حال براتون آرزوی موفقیت می کنم

  16. سپتامبر 28, 2006 در t 10:47 ق.ظ | #16

    سلام حاجیه جان.
    برات آرزوی موفقیت دارم.
    فراموشت نمی کنیم.
    فقط کاش لااقل به جای این خداحافظی هر ماه یک پست داشتی.
    اینطوری بهتر بود.
    از اوضاع و احوالت هم بی خبر نمی موندیم. :)

  17. سپتامبر 30, 2006 در t 11:11 ب.ظ | #17

    سلام
    ممنون كه بهم سر زده بودي.
    اميدوارم كه موفق باشي.
    راستي چه كنكوري مي خواهي بدي كه دوسال بايد درس بخوني؟!!
    در ضمن من تازه لينكيدمت!!

  18. اکتبر 1, 2006 در t 2:26 ب.ظ | #18

    حاجیه جان 2 سال- معلوم نیست 2 سال دیگه کی زنده هست کی مده ولی به هر حال من به خاطرت 2 سال صبر می کنم!!!
    امیدورام به قول اون دوستمون با عنوان دانشجوی پزشکی آپ کنی.
    راستی کار خوبی می کنی وبلاگنویسی مانع از درس خوندنت میشه.
    من با این کارت موافقم- زیاد مهم نیست وبلاگنویسی رو نباید جدی گرفت و کارهای دیگه مهمتره و اگه هیچوقت اپ نکردی هم مهم نیست. چون زیاد فرقی نمی کنی.
    ( اینجوری صحبت کردم که دیگه وسوسه نشی بشینی وبلاگ بنویسی)

  19. اکتبر 2, 2006 در t 12:37 ب.ظ | #19

    سلام
    اي رهگذر
    با نگاه بي انتهايت
    به عمق تک تک حروف و
    واژه هايم بنگر و
    آرام آرام
    مرا همراه با اين صفحه ورق بزن…
    و بعد به رسم روزگار مراو
    عمق نو شته هايم را
    به دست فراموشي بسپار…

  20. اکتبر 10, 2006 در t 5:37 ق.ظ | #20

    سلام حاجيه جان
    خوبي؟ نماز و روزه ها قبول باشه

    بالاخره از سفر قندهارم برگشتم با كلي پر طاووس !

  21. اکتبر 25, 2006 در t 7:38 ب.ظ | #21

    شوکای نازنین بادرودی گرم
    امیدوارم خوب خوب باشی… درمورد متن پیش یادداشتت کار نمی کرد ومن دراینجا می نویسم
    آفرین وهزارآفرین برتو دختر دانا و باهوش واستعداد وتوانا………یادم باشه حتما برای این همه افتخاربرایت یک هدیه تهیه کنم……… جدا که شما مایه افتخار ما و خانواده ات هستی و من از همان اوائل کشف شما می دانستم با دختر باهوش وآگاهی آشناشده ام………. خیلی خرسند شدم از این همه توانایی های شما
    برایت بهترین آرزوهارادارم نازنین
    همیشه درکنار خانواده ات تندرست و موفق وبهروز باشی
    دوست و دوستدار همیشگی شما………………………..باران

  22. اکتبر 29, 2006 در t 12:24 ق.ظ | #22

    سلام
    امیدوارم حالتون خوب باشه
    میگم خیلی خوبه آدم توی وبلاگ نویسی پیشرفت کنه ! و الان که می بینم که نسبت به اون اوایلی که وبلاگتو دیده بودم چقدر عوض شدی و تغییر کردی واقعا واسه منکه جالب بود( و امیدوارم در دنیای بیرون از نت هم پیشرفت کرده باشی ) .
    اینکه آدم به کارها ی مهمتر خودش برسه خوبه ولی جدا از مسائل اینترنت و وبلاگ نویسی خیلی خوبه که آدم یک بُعدی رشد نکنه ….
    قصد نصیحت نداشتم ، فقط گفتم ممکنه یادآوریه خوبی باشه برات و فکر کنم که خودتم بیشتر از این حرفایی که نوشتم بدونی
    به هر حال امیدوارم موفق باشی
    با آرزوی موفقیت
    در پناه حق

  23. نوامبر 5, 2006 در t 5:36 ب.ظ | #23

    kheli jaleb bod
    moafagh bashid

  24. دسامبر 17, 2006 در t 2:21 ب.ظ | #24

    بابا ما تازه اومده بودیم چرا انقدر زود رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  25. ژانویه 7, 2007 در t 5:18 ق.ظ | #25

    Salam hajie
    2saaaaaaaaaaaaaaal!!
    na motmaen bash faramush nemishi
    movafagh bashi
    ishala ba khabare khub miay
    ta 2ssssaaaaaaaale dige bye:(

  26. ژانویه 22, 2007 در t 9:18 ب.ظ | #26

    قول بده وقتی برگشتی یه خبر به منم بدی…

  27. ژانویه 28, 2007 در t 9:48 ب.ظ | #27

    سلام
    زيبا و جالب بود
    خوشحال شدم
    موفق باشي

    قالبهاي رايگان براي بلاگ اسکايي ها:
    http://khodaeitemplate.blogsky.com

  28. فوریه 24, 2007 در t 6:09 ق.ظ | #28

    heyf
    kash budi:(
    rasti pisha pish eydet ham mobarak bashe:D

  29. مارس 1, 2007 در t 7:39 ق.ظ | #29

    سلام عزیز
    من اومدم
    یه سری به ما بزن
    مرسی…. بای!

  30. مارس 2, 2007 در t 4:16 ب.ظ | #30

    hajieh?
    nemikhay ghable eydi yekam biay net?
    ham vasse khodet ham maham khoshhal shim
    delemoon tang shod:(

  31. مارس 2, 2007 در t 4:49 ب.ظ | #31

    javabe maileto dadam
    inja fekr konam tanha weblogi bashe ke comment gozashtam
    migam delemoon tang shode
    hala introi javab midi
    :|

  32. بادبانها
    مارس 13, 2007 در t 3:47 ب.ظ | #32

    سلام … بابا عجب جائيه اين وُرد پرس شما !!!!!! من تازگيها پارسي بلاگ رُ كشف كرده بودم و خيلي كيف هم مي كردم كه چقدر امكاناتش خوبه …. اما دريغ كه اشتباه كرده بودم ….. خلاصه كه عجب جائيه اين وُرد پرس توش مي توني فاميلتو پيدا كني …. البته تو منو نميشناسي حاجيه جان !

  33. مارس 26, 2007 در t 1:57 ق.ظ | #33

    سلام دوست عزيز وبلاگ‌نويس
    با آرزوي سالي پر از سرافرازي و بهروزي براي شما، استدعا دارم در انتخاب بهترين وبلاگ زيست محيطي سال مشاركت فرماييد.
    پيشاپيش از مساعدتي كه معمول مي‌فرماييد و وقت گران‌بهايي كه براي اعتلاي فرهنگ زيست‌محيطي شهروندان فارسي‌زبان مصروف مي‌داريد، قدرداني مي‌كنم.
    زنده باشيد و بهاري خوش در انتظارتان باد.
    [گل]

  34. می 4, 2007 در t 8:35 ق.ظ | #34

    من مهدی بیرجند 17 ساله خوب نیم دونم اصلا اینجا کجایه به هر حال یک آدم توی دنیا اگه پیدا می شه که صداقت داره به آیدی من پی ام بده البته هم سن خودم پسر هم باشه خداییش به دور و بر نگاه کنید هیچ کی شما رو واسه خودتون نیم خواد همه آدم رو واسه خودشون می خوان همه زیر آبی هستن باور کنید حسرت یک رفیق خوب به دل ما موند هیچی کی صداقت نداره توی این دنیا از بس به اینا فکر کردم یک بار می خواستم خودمو بکشیم بی خیال نشد آخه آدما همه بدن باور کن همشون بدن تو که جای من نبودی بودی؟ خوب اینجا که همه بدن خوب خوب بودن منم بده دیگه خداییش بمیرم اگه منم جز آدمایی باشم که فقط خوب حرف می زده باشم چون واقعیت که همه خوب حرف می زنن اما کی خوب این وسط گشتم و گشتم یکی رو عین خودم پیدا نکردم از همه چی خسته می شی یک روز اینجا حرف زدن من چه فایده ای داره چون اینجا اینترنت مجازی آدمای مجازی داره خوب منم از آدمای مجازی بدم می آد آدما اینجا فقط حرف می زنن می بینی که هم سن من زیادن ولی هیچ کی عین من نیس همه می خوان هم دردی کنن ولی همش بی خود همش چرت آقا اگه ما نخوایم زنده بمونیم باید به کی بگیم اصلا کی می دونه من چه گذشته ای داشتم نه من اینو قبول دارم از من بد تر هم هستن کسایی که زندگی می کنن ولی آدما که نباید همیشه بمونن یک جا و همش پایین رو نگاه کنن که از ما بد تر هم هستش خوب از من بهتر هم هستش ببینید تو رو خدا این زمونه چیه خیلی ها از من پایین تر بودن ولی بالا تر نشستن من که نمی خوام واسه کسی مرثیه بخونم پس بی خیال این حرفا هم می شیم من همیشه شبا بیدارم چون می بینم عین آدم زندگی کردن فایده ای نداره بیا آدم نباشیم همه مسیر زندگیشون تکراریه همش می خوان درس بخونن برن دانشگاه بعدش کار گیرشون بیاد برن خیر سرشون یک زن بگیرن 6 تا بچه می سازن بعدشم تلپ پیر می شن و به خودشون می گن آخرش که چی آخرش چی می شه خوب همه تکرار می کنن روزا تکرارین من فردای خودمو از برم دیگه می خواد چی کار بشه عین مسخره ها می ریم مدرسه بر می گردیم اه اه چقدر بد جواب لحظه های منو که تلف شدن کی داد می دونم دست خودم بوده ولی باید قبول کنید که به شرایط هم بستگی داره می خوای بیا که بهت ثابت کنم منظورم چی از شرایط ای واییییییییییییییی فکر کنین من دیگه نمی تونم به گذشتم برگردم بیایی آدما هر کدومتون که می تونید همه چیزایی رو که دارم تو زندگیم ازم بگیرین منو دو سال بر گردونین عقب کوچک تر بشم خیلییییییییییی دوست دارم این جوری بشه ولی حیف یک جا خوندم گذشته عین یک آینه شکسته که اگه بخوای عین پازل کنار هم بچینیش دستتو زخمی می کنی من منظورشو گرفتم شما رو نیم دونم بستگی به جوری که به گذشتت نگاه می کنی وقتی فکرشو می کنم که دیگه امسال که بگذره نمی تونم برم سر کلاس جدید حالم گرفته ببین این منم که تموم شدم تا حالا هر چیزی رو که تموم می شد می دیدم ولی الان خودم تموم شدممممممممممممم خیلی بده آدما خیلی خرن وقتی چیزی رو دارن که قدرشو نمی دونن اگه یک ثانیه از دستش بدن اون وقت که افسوسشو می خورن حالا کیه که عین من باشه خوشکل باشه هم سن باشه توی شهرمون باشه اونم یک ذره فکر کنه دم رو نگه خوش باش هیچ کی با من دوس نیست باور کنید همه می خوان فقط از آدم سوء استفاده کنن حالا هر جور که بتونن بی خیال دنیا گریم دیگه بند نمی آد وقتی به دور و برم نگاه می کنم می بینم همه دنبال زیاد و کم دنیاین هیچکی نمی خواد توی زندان دنیا نباشه همه خودشون می خوان توی زندان باشن اصلا به شما ها چه اینا فقط گفتم اگه کسی هست منو اد کنههههههههههههههه خواهشن اگه خواست در ضمن آدمای مغرور و زیر آبی پیش من سزاشون مرگ اینم آیدیم axiom_Elf

  35. ژوئن 4, 2007 در t 11:26 ب.ظ | #35

    ssssssssss

  36. ژوئن 6, 2007 در t 4:51 ب.ظ | #36

    سلام
    دوست به شما تبريك مي گم .به جهت وب و قالب جديد و به خاطر تصميم بسيار خوبتان .من بارها تصميم گرفتم كه به ليسانس قانع نباشم ولي هميشه يك موضوعي منو از ثبت نام عقب مي انداخت و…. بله دنياي علم هر غرور آور ه ولي ترجيحا انسان وارد وادي ديگري مي كند .خوشحال ميشم بعد از برگشتتان منو خبر كنيد .
    – -تيري كه زشست حكم جانان گذرد —– از جان هدفش ساز كه از جان گذرد
    — زان تير سپر مجوي كز هر دو جهان —- آن تير ز خويش نيز پنهان گذرد
    شاد وتندرست

  37. ژوئن 19, 2007 در t 11:17 ب.ظ | #37

    سلام دوست قديمي
    خوبي؟
    درس ها خوب پيش ميره؟
    آمدم بگم كه به يادتم و برات آرزوي موفقيت دارم

  38. جولای 10, 2007 در t 2:13 ب.ظ | #38

    بسی دلمون تنگه شماست

    شادمانی بی سبب من و رضا

  39. جولای 25, 2007 در t 7:49 ق.ظ | #39

    جالبه

  40. amoo jamshed
    اکتبر 12, 2007 در t 2:10 ب.ظ | #40

    slam man amoo jamshedam behet tabrek megam tasmem khoobe grfty khoooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooob valy tanhamoon nazar delemoon barat tang meshe behemoon sar bezan mvafg bashe dar panah khoda

  41. edi
    مارس 27, 2008 در t 2:24 ق.ظ | #41

    چه وبلاگ خوبي داري , يادم باشه چند روز يک بار بهت سر بزنم

  42. آوریل 26, 2008 در t 3:46 ب.ظ | #42

    سلام
    بازم منم
    خوبي؟
    امسال ديگه كنكور ميدي؟
    برات آرزوي بهترين ها رو دارم
    موفق باشي

  43. ژوئن 11, 2008 در t 9:07 ب.ظ | #43

    سلام وب لاگ زیبایی داری منم آپ کردم خوشحال میشم سر بزنی

  1. جولای 30, 2007 در t 9:36 ب.ظ | #1
  2. ژانویه 12, 2008 در t 8:42 ق.ظ | #2
  3. فوریه 29, 2008 در t 5:07 ق.ظ | #3
  4. ژوئن 14, 2008 در t 7:29 ق.ظ | #4
  5. جولای 25, 2008 در t 12:57 ق.ظ | #5
  6. آگوست 6, 2008 در t 2:56 ب.ظ | #6
  7. سپتامبر 18, 2008 در t 4:42 ق.ظ | #7