بایگانی

بایگانی برای جولای, 2008

فقط برای پزشکی درس خواهم خواند

جولای 28, 2008 shooka 26 نظر

نتایج کنکور 87 هم اومد ، همون طور که انتظارشم داشتم رتبم برای قبولی در رشته ی پزشکی خوب نیست و بنا بر تصمیمی که خیلی وقت پیش با خودم گرفتم تا جایی که انرژی داشته باشم برای پزشکی پشت کنکور خواهم موند فقط تنها چیزی که اذیتم میکنه نیش و کنایه ی اطرافیان هست و صد البته آبجی خودم !
خب ، این از مشخص شدن اوضاع بلا تکلیفم ، حالا از قبل دادن نتیجه ی کنکور بگم ، نا سلامتی قبل کنکور ، بردنم شمال که حداقل این دو سه روز آخر رو کم تر عذاب بکشم انصافا هم آستارا و سرعین و مخصوصا گردنه ی حیران جایی خیلی قشنگی بود و دیدنی ولی هوا شدیدا گرم بود و آخرای راه هم که داشتیم بر می گشتیم یکی از آشناهامون زنگ زد که نتایجو زود تر از موعد اعلام کردن ، دلم هوری ریخت آنچنان نوک انگشتام و بدنم سرد شد که هوای سرد خونه از من گرم تر بود ! مثل برق خودمون رو رسوندیم خونه و ان قدر دست پاچه شده بودم همه ی تنم می لرزید و نمی تونستم شماره داوطلبیمو پیدا کنم بالا خره نتایجو دیدم و همه چی تموم شد ، به همبن راحتی !
حالا خودمو برا پشت کنکور موندن آماده کرده بودم اگه نکرده بودم چی می شد وقتی رتبمو دیدم شدید بهم ریختم و هر چی باهام حرف می زدن اصلا نمی دونستم چجوری جوابشونو میدادم ، اصلا انتظار این حالمو نداشتم یه بغضم این گلمو گرفته بود ( الانم گرفته !) که نمی تونستم نفس بکشم خالیشم نکردم و تو خودم ریختم .
البته رتبمم بد نیست رشته های خوب می شه قبول شد اما پزشکی رو نه !
پس تا اونجا که می تونم فقط برای پزشکی درس می خونم …

Categories: کنکور

مردي كه معجزه‌اش قلب بود

جولای 20, 2008 shooka 8 نظر

بعد از خوندن این نوشته تو روزنامه ی همشهری تصمیم گرفتم که بزارم اینجا ، آدم وقتی که زندگی هم چین آدم هایی رو می بینه به خودش نا امید میشه ، اصلا باور نمی کنه یه همچین انسان های با اراده ای هم هستن ، کسی که برای چند نفر زندگی دوباره بخشیده می دونین یعنی چی ؟ خوندنش رو بهتون توصیه می کنم .

در همهمه پر آشوب دومين دوره انتخابات رياست‌جمهوري روسيه كه كمونيست‌ها و طرفداران غرب در برابر هم صف كشيده بودند و بدن نيمه جان روسيه در گرداب گذشته بي‌اعتبار و آينده نا معلوم دست و پا مي‌زد، 5 سال از وداع دنيا با شوروي و 3‌سال از به توپ بسته شدن مجلس روسيه گذشته بود. در چنين روزهايي از سال 1996 در آن سوي دنيا و از دل اردوگاه دشمن، پيرمردي 87 ساله چمدان مي‌بست تا رهسپار مسكو شود. به او خبر داده بودند كه بيماري، رؤياي يلتسين براي ورود دوباره به كرملين را بر باد داده است و اگر دير بجنبند تاريخ روسيه به راهي ديگر مي‌رود. بوريس يلتسين يك حمله شديد قلبي را رد كرده بود و نياز به عمل جراحي فوري داشت، اما پزشكان روسي‌اش مي‌گفتند او از چنين عملي جان به در نخواهد برد. از اين رو دستگاه پر طمطراق حكومت روسيه دست به كار شد تا جراح آوازه مند آمريكايي را بر بالين رئيس‌جمهور بياورد. دكتر «مايكل دوبيكي» به كرملين فرا خوانده شد.دوبيكي پس از معاينه يلتسين نظر داد كه جراحي قابل انجام است و قول داد كه خودش بر انجام عمل نظارت كند؛ «پزشكان روسي من را دست مي‌انداختند و مي‌گفتند حزب كمونيست از شنيدن چنين خبري خوشحال نخواهد شد.» به دستور دوبيكي كم خوني يلتسين با تزريق خون بهبود يافت و كم كاري غده تيروئيد اصلاح شد. با پايان يافتن عمل وقتي خبرنگاران از دوبيكي پرسيدند عمل چگونه بود؟ پاسخ داد: «همه چيز زيبا پيش رفت. من فكر مي‌كنم ايشان 10 تا 15 سال به راحتي زندگي كنند.» يلتسين در حالي سال گذشته و در 76 سالگي درگذشت كه دهمين سالگرد عملش را هم سپري كرده بود. او دوبيكي را «جادوگر قلب» صدا مي‌زد و مي‌گفت: « در وجود اين مرد استعداد ذاتي وجود دارد تا در دنياي قلب‌ها معجزه كند.» مايكل دوبيكي جمعه شب گذشته به مرگ طبيعي و در سن 99 سالگي از دنيا رفت. انجمن پزشكان آمريكا او را بزرگترين جراح همه دوران‌ها مي‌داند؛ مردي كه بدون ترديد، در كاخ مفاخر طب دنيا، تا ابد قدر مي‌بيند و بر صدر مي‌نشيند.

65 هزار عمل جراحي

« وقتي آنها را روي ميز جراحي مي‌بينم كه به خواب رفته اند، وقتي چاقويم را روي پوست مي‌غلتانم و وقتي درون بدن را باز مي‌كنم چيزي كه بيش از همه به‌نظرم مي‌رسد اين است كه آدم‌ها چقدر شبيه هم هستند.» اين گفته‌هاي مردي است كه 3 ‌رئيس‌جمهور آمريكا از «كندي» تا «نيكسون»، شاه سابق ايران، «سلطان حسين» پادشاه اردن، «تورگوت اوزال» رئيس‌جمهور سابق تركيه، هزاران مردم بي‌نام و نشان، افراد مشهور و سياستمداراني كه با يك فرمان سرنوشت جهان را به هم مي‌پيچانند همه درفهرست بيماران او بودند. دوبيكي بيش از 65 هزار عمل جراحي در كارنامه دارد.مايكل دوبيكي به‌عنوان آخرين فرزند يك خانواده مسيحي ـ لبناني مهاجر در سال 1908 در « ليك چارلز» به دنيا آمد. او علاقه اش به پزشكي را مديون سال‌هايي مي‌دانست كه در داروخانه پدرش به گپ و گفت پزشكان گوش مي‌كرد. وي دوره پزشكي عمومي را در دانشگاه «نيواورلئان» به پايان برد و بلافاصله مشغول گذراندن دوره جراحي شد. خودش در توصيف ناكارآمد بودن درمان آن روزگار مي‌گويد: « وقتي كه در سال 1935 مدرسه پزشكي‌ام تمام شد تقريبا هيچ كاري براي قلب نمي‌شد كرد. بيماري كه با حمله قلبي مي‌آمد سر و كارش با كرام الكاتبين بود.» به همين دليل دوبيكي هم مانند بسياري از دانشجويان مشتاق پزشكي راه اروپا را در پيش گرفت و ابتدا به «استراسبورگ» فرانسه و سپس «هايدلبرگ» آلمان رفت. او زماني به آمريكا برگشت كه مي‌دانست آينده اش را بايد در كجا جست‌وجو كند.

دوبيكي همه جا

تقريبا هيچ جايي در دنياي جراحي قلب نيست كه رد پايي از دوبيكي در آن ديده نشود. در سال 1932 و زماني كه هنوز يك دانشجوي نوپاي 23 ساله بود پمپي طراحي كرد كه مي‌توانست خون را به گردش در آورد. اهميت اين كشف تا بيست سال بعد و اختراع ماشين قلب و ريه معلوم نشد. دستگاهي كه انجام عمل جراحي قلب باز بدون آن ممكن نيست و پمپ دوبيكي مهم‌ترين بخش آن به حساب مي‌آيد. او نخستين فردي بود كه بيماري آنوريسم عروق خوني را با موفقيت جراحي كرد. او اولين نفري بود كه تنگي مهم‌ترين رگ خون رسان مغز يعني كاروتيد را با موفقيت جراحي كرد. وي جزو اولين پيشگامان عمل جراحي« باي پس» قلب بود و همچنين جزو طلايه داران اختراع قلب مصنوعي و اولين فردي به حساب مي‌آيد كه قلب مصنوعي تقويت‌كننده بطن چپ را با موفقيت در بيماران دچار نارسايي قلب به كار برد. هفتاد اختراع مختلف و روش‌هاي او در جراحي عروق به ميليون‌ها انسان در سرتاسر جهان زندگي دوباره مي‌بخشد. نام او همرديف بسياري از شيوه‌هاي نجات بخش جراحي به ثبت رسيده است.

زندگي از سر خط

در يكي از روز‌هاي دسامبر سال 2005، وقتي دوبيكي 97 ساله در خانه اش در هوستون روي متن سخنراني‌اش كار مي‌كرد، ناگهان درد شديدي در قفسه سينه امانش را بريد؛«شدت درد به حدي بود كه مرگ را در برابر چشمانم مي‌ديدم.» او به سرعت وضع و حال خودش را مورد بررسي قرار داد و سرانجام به يكي از بدترين تشخيص‌هاي ممكن رسيد. «ديسكشن آنوريسم آئورت!»در واقع هيچ كس در دنيا به اندازه خود دوبيكي صلاحيت مطرح كردن چنين تشخيصي را نداشت. بررسي‌هاي تصويربرداري تشخيص را تاييد كردند. اما دوبيكي از ترس آنكه به خاطر كهولت سن، جراحي پر عارضه‌اي را سپري كند و از نظر مغزي عليل شود زير بار عمل نمي‌رفت؛ « در آن شرايط حاضر بودم بميرم اما از كارافتاده نشوم.» با وخيم‌تر شدن وضعيت، جراحان تصميم گرفتند به هر نحو ممكن او را عمل كنند اما دوبيكي ورقه‌اي را امضا كرده بود كه انجام جراحي را روي خود ممنوع مي‌كرد. سرانجام جلسه اضطراري كميته اخلاق بيمارستان «متوديست» كه همسر دوبيكي نيز به‌طور ناخوانده در آن شركت داشت راي به انجام عمل داد و دوبيكي با همان شيوه‌اي كه حدود 50 سال قبل خود ابداع كرده بود زير جراحي قرار گرفت. او يك ماه بين زمين و آسمان دست و پا زد و سرانجام بهبود پيدا كرد. ظاهرا سرنوشت مي‌خواست او تا زنده است طعم شيرين كارهايش را بچشد.

مردي براي تمام فصول

50 سال قبل كهدوبيكي يك تنه روي قلب كار مي‌كرد جراحي قلب عملي شگفت انگيز به شمار مي‌آمد. اما او اين كار را كرد. مجموعه افتخارات وي از عالي‌ترين نشان ارتش (نشان لژيونر كه به پاس طراحي بيمارستان‌ها ي متحرك صحرايي به او اهدا شد) شروع مي‌شود و عالي‌ترين نشان‌هاي شهروندي و علمي آمريكا را هم در بر مي‌گيرد. او دانشگاه پزشكي بايلور را از يك مركز معمولي ايالتي به يك مركز مهم ملي و جهاني تبديل كرد. با وجود كهولت سن هر روز 5 صبح از خواب بر‌مي‌خاست، 2ساعت مطالعه مي‌كرد و سپس به بيمارستان مي‌رفت و تا 6 بعد از ظهر مي‌ماند. دوبيكي تا پايان عمر دست از آموختن و آموزاندن نكشيد. اين جمله از وي به يادگار مانده است: «براي هيچ چيز جز كسب فضيلت نبايد كوشش كرد… اين حق هر انساني است كه فرصت آموختن داشته باشد و آنقدر آزاد باشد كه در راه تحقق خود بكوشد.»

طولاني‌ترين قهر تاريخ پزشكي

هنگامي كه در سال 1967دكتر «بارنارد» نخستين عمل پيوند قلب دنيا را در آفريقاي جنوبي انجام داد، دوبيكي يكي از پيشتازان اين عرصه در آمريكا شد. اما به‌دليل پديده رد پيوند آمار مرگ بيماران پيوندي رو به افزايش گذاشت و دوبيكي نااميدانه از اين كار دست شست به‌طوري‌كه تا 14 سال بعد كه اولين داروي جلوگيري از رد پيوند به نام «سيكلوسپورين» به بازار آمد به هيچ پيوند انسان به انسان دست نزد. اين اتفاق مشوقي شد تا دوبيكي تحقيقات خود در زمينه قلب مصنوعي را جدي‌تر بگيرد. سرانجام در آزمايشگاه دوبيكي در دانشگاه بايلور نخستين قلب مصنوعي جهان با وزني در حدود 200 گرم ساخته شد كه جنسي از پلاستيك و داكرون داشت و با يك لوله پلاستيكي به ابزار كنترل در خارج بدن بيمار وصل مي‌شد. اما پيش از آنكه دستگاه تكميل شود و آزمون‌هاي پزشكي بي‌خطر بودن آن را براي انسان تاييد كنند يكي از همكاران دوبيكي به نام « دنتون كولي» كه اتفاقا او هم از پيشتازان جراحي قلب در دنيا محسوب مي‌شود بدون اجازه قلب مصنوعي را در بدن يك بيمار 47 ساله كار گذاشت. يك هفته بعد بيمار در گذشت و اين موضوع دستمايه بيش از چهل سال دشمني اين دو نابغه شد. سرانجام چند ماه قبل و در مراسم اهداي عالي‌ترين نشان شهروندي كنگره آمريكا به دوبيكي تلاش‌هاي جامعه علمي آمريكا و خبرنگاران به ثمر نشست و دو همكار قديمي آشتي كردند. دوبيكي عقيده داشت: « كار «كولي» بچگانه و غير اخلاقي بود. او مي‌خواست اولين نفري باشد كه قلب مصنوعي را به يك بيمار پيوند زده است. هيچ وقت نتوانستم اين كارش را درك كنم. به گمانم جاه طلبي باعث شد او خيلي چيز‌ها را نبيند.»

منبع : همشهری آنلاین

Categories: Uncategorized برچسب‌ها

نتایج کنکور ، وردپرس و تسبیج دیجیتالی

جولای 17, 2008 shooka 19 نظر

× صدای قلبم رو دارم با وضوح تمام میشنوم ! انگار که یکی داره توشکمم با تبل به در و دیوارش می زنه ، خب ، علتش رو هم خودم خوب می دونم چون شنیدم که قراره 5 مرداد نتیجه های کنکور سراسری بیاد ، یعنی فقط یک هفته ی دیگه !

× یه چیز هایی رو هم باید بگم و الا تو دلم باد می کنه ! دو سال پیش که وبلاگستان رو ترک کردم دوستای خیلی زیادی داشتم و نوشتن رو خیلی با روحیه تر و شاداب تر از الان می نوشتم ولی الان وبلاگستان یه جوری شده آدم واقعا احساس قربت می کنه در واقع تک تنها نوشتن و خواننده نداشتن وبلاگ هیچ حسی برا آدم نمیزاره ، آمار وبلاگم شدیدا افت کرده خلاصه کلام این که کاملا فراموش شدم ! جدیدا هم خیلی شدید به وبلاگ دکتر مزیدی حسودیم میشه ، خدایا چی میشد یه خرده از نوشته های من هم به نوشته های دکتر مزیدی شباهت داشت !!

× مشکل وردپرسمم حل شد ، پدرم در اومد از بس با دوز و کلک به داشبورد می رفتم . برای این که بخواید برید داشبورد برید اینجا و یوزر پستون رو وارد کنید همه چی حله !

× نمی دونم شما از این تسبیج دیجیتالیا دیدین یا نه ؟! اون طور که من شنیدم خیلی جالبه ، یکی از دوستام دیده بود میگه خیلی جالبه مثل یه توپه از جنس استیل بعد برای هر صلوات دکمه رو یه بار فشار میدی و تعداد صلوات رو به صورت عدد نشون میده و تا 1000 تا هم ظرفیت داره سعی میکنم یه عکس ازش پیدا کنم بزارمش این جا ، خب عصر عصره تکنولوژیه دیگه !

پی نوشت : اینم از عکسه تسبیجه .

ت دیجیتالی

Categories: Uncategorized

yahooooo !

جولای 12, 2008 shooka 7 نظر

لطفا برید yahoo ، رفتید ؟ خب صبر کنید صفحه کامل لود بشه ، حالا رو علامت تعجبه ( رو عکسه مشخص کردم ) کلیک کنید !

yahoo

توجه : بانداتون هم اگه خاموشه روشن کنید .
نمی دونم شما هم می دونستید یا من به طور اتفاقی به کشف جدیدی دست یافتم!

Categories: Uncategorized

میگرن : آری یا نه ؟

جولای 10, 2008 shooka 4 نظر

دیروز صبح با سر درد شدیدی که داشتم از خواب بلند شدم ، تا یکی دوسال پیش تقریبا شاید سالی یک بار هم سر درد نمی گرفتم ولی در طول این چند مدت یعنی از تابستون سال پیش سر درد هایی رو می گیرم که واقعا درد ناک هست ، اوایل که جلو چشمام یه چیز های نورانی ظاهر می شد اصلا بهش توجهی نداشتم و متوجه هم نمی شدم که بعدش سرم شروع به درد کردن می کنه و اما کم کم فهمیدم که بعد از دیدن این شی های نورانی که معمولا هم 10 دقیقه ای نمی کشه بعدش حتما سرم شروع به درد گرفتن می کنه تابستون سال پیش دو سه باری این طوری شدم و بعضی موقع هام همراه با تهوع هست ، تا دی ماه سر درد هام و این شی های نورانی ادامه داشت ، آخرین بار هم یادمه روز یکی از امتحان های پایان ترم اتفاق افتاد و واقعا سر درد وحشتناکی بود . تقریبا از اون موقع تا دیروز سر درد آن چنانی نداشتم ولی دیروز بازم سرم به معنای واقعی درد می کرد سر درد ضربان دار همراه با تهوع و اصلا سرمو نمی تونستم تکون بدم از هر بویی هم حالم به هم می خورد ، به همین خاطر تصمیم گرفتم یه گشتی در اینترنت بزنم شاید کمکم کنه دو سه تایی مقاله خوندم ولی بعضی جا ها این که میگرن دارم تایید و بعضی جاها نقضش می کنه ، باز هم نمی دونم من میگرن دارم یا ندارم ؟

یکی از مقاله ها تقریبا از مقاله های دیگه جامع تر بود می زارم این جا شاید به درد کسی خورد :

میگرن یک بیماری شایع به حساب می‌‌آید و غالباً افرادی که به میگرن مبتلا هستند، دچار حملات مکرر سردرد برای مدت چندین سال می‌‌باشند. سر درد میگرن معمولاً بصورت ضربان دار بوده که اغلب با تهوع و اختلال در بینائی نیز همراه است. گر چه اکثر موراد میگرن می‌‌تواند شدید باشد ولی هر سردرد شدیدی میگرن نبوده و گاهی سردرد میگرن بصورت یک درد خفیف خود را نشان می‌‌دهد.
شیوع میگرن که در جوامع مختلف متفاوت است ولی حدود 20% افراد در طول عمر خود ممکن است حمله میگرن را تجربه کنند که نیمی از این افراد اولین حمله را در سنین کودکی و یا نوجوانی تجربه کرده و حدود 3/2 مبتلایان به این سردرد زنان می‌‌باشند، که احتمالاً بخاطر تأثیر هورمونهای زنانه شیوع میگرن در آنها بیشتر است. همچنین سردرد میگرن در بعضی از خانواده‌ها شایعتر می‌‌باشد و افرادی که بستگان درجه اول و دوم آنها به میگرن مبتلا هستند، احتمال ابتلا به میگرن در آنها بالاتر است.
هنوز پس از سالها تحقیق علت ایجاد این سردرد مشخص نشده است. ولی حدس زده می‌‌شود. درد میگرن در اثر تورم عروق خونی و اعصاب اطراف مغز که به ساقه مغز معروف است ایجاد می‌‌شود. یک ماده شیمیائی موجود در مغز بنام سروتونین بنظر می‌‌آید که نقش اصلی را در این بیماری داشته باشد، گرچه هنوز عاملی که باعث این تغییرات در فعالیت ساقه مغز و سطح سروتونین می‌‌شود بخوبی شناخته نشده است.

علائم بیماری

میگرن یک سردرد ضرباندار است که می‌‌تواند در یک طرف هر دو طرف سر ایجاد شود. سردرد میگرن معمولاً با تهوع، استفراغ، و یا کاهش اشتها همراه است. فعالیت فیزیکی و ورزش، نورهای درخشان و یا صداهای بلند می‌‌توانند سردرد را بدتر کنند و معمولاً فرد دچار سردرد میگرن، پس از شروع سردرد به محلی تاریک، آرام و خنک می‌‌رود تا سردرد او رفع شود. بیشتر حملات میگرن بین 12-4 ساعت طول می‌‌کشد اگر چه در این زمان می‌‌تواند کوتاهتر و بلندتر از مدت ذکر شده باشد. یکی از خصوصیات منحصر به فرد میگرن احساس غیر معمولی می‌‌باشد که قبل از شروع حمله به فرد دست می‌‌دهد و به آن « پیش درآمد » می‌‌گویند. علائم پیش درآمد می‌‌تواند شامل خستگی، گرسنگی و یا احساس عصبانیت باشد. همچنین میگرن دارای « پس اثر » نیز بوده که پس از حمله این احساس به فرد دست داده و شامل احساس تهی شدن از انرژی بوده که ممکن است برای یک تا دو روز پس از یک حمله شدید میگرن ادامه یابد. البته باید متذکر شد که تمامی افرادی که مبتلابه میگرن هستند دچار « پیش درآمد » یا « پس اثر » میگرن نمی‌شوند.
یک خصوصیت دیگر میگرن که البته در بیماری صرع نیز ممکن است دیده شود وجود علائم مقدماتی یا ( Aura) می‌‌باشد. این علائم مقدماتی کمی قبل از حمله میگرن رخ داده و بصورت اختلال بینائی، تاری دید و یا دیدن نورهای ضرباندار و چشمک زن می‌‌باشد.این علائم که حدود 30-15دقیقه طول می‌‌کشند به فرد هشدار می‌‌دهند که سردرد میگرن بزودی آغاز خواهد شد. گاهی علائم مقدماتی حواس شنوائی، بویائی و یا چشائی را درگیر می‌‌کند. البته « علائم مقدماتی » هم مثل « پیش درآمد » و یا « پس اثر » در تمام افراد مبتلا به میگرن رخ نداده و خیلی موارد میگرن بدون « علائم مقدماتی » رخ می‌‌دهد و از آن جالبتر اینکه بعضی از موارد علائم مقدماتی نیز بدون حمله میگرن پس از آن رخ می‌‌دهد.
در موارد نادری نیز میگرن بصورت علائم نورولوژیک غیر معمول مثل گیجی، کاهش بینائی، حالت سوزن سوزن شدن و کرختی و ضعف و … بروز می‌‌کند.
حمله میگرن گاهی توسط بعضی از فعالیتها، غذاها، بوها و حتی احساسات تحریک شده بروز می کند. همچنین بعضی از بیماران زمانی که دچار استرس می‌‌شوند، حمله میگرن به سراغ آنها می‌‌آید در حالیکه عده‌ای دیگر پس از اینکه استرس آنها رفع شد، ممکن است دچار حمله میگرن شوند ( مثلاً روز بعد از یک امتحان و یا ملاقات مهم ). زنان نیز به تجربه در می‌‌یابند که حملات میگرن آنها در زمان حوالی قاعدگی بدتر می‌‌شود و شدیدتر است.

تشخیص

پزشک معمولاً از روی تاریخچه پزشکی بیمار و معاینه فیزیکی او میگرن را تشخیص می‌‌دهد و افراد مبتلا به میگرن در اکثر موارد معاینه فیزیکی و معاینه عصبی طبیعی دارند. هیچ تست مخصوصی برای تشخیص میگرن وجود ندارد و آزمایشهایی مثل CT اسکن و MRI مغز معمولاً طبیعی هستند. البته ممکن است پزشک آزمایشات دیگری را توصیه کند خصوصاً در افرادی که خصوصیات سردرد در آنها کاملاً منطبق با میگرن معمولی نمی‌باشد و یا اینکه علاوه بر علائم میگرن، علائم آزار دهنده دیگری دارند. البته اگر هر گونه شکی در تشخیص میگرن وجود داشته باشد مشاوره با یک متخصص مغز و اعصاب انجام خواهد شد.

مدت سر درد ، پیشگیری ، درمان ها و این که کی به پزشک مراجعه کنیم ؟ رو در منبع اصلی بخونید .

این جا هم می تونید انواع میگرن رو بخونید .

Categories: Uncategorized

چرا بعد از کنکور ؟!

جولای 6, 2008 shooka 5 نظر

همیشه به داشتن استرس تو خانواده و دوست و آشنا معروف هستم ولی به نظر خودم ان قدرام شدید نیست که این و اون من جمله عمه ی عزیزم بزرگ جلوهش می دن ، همیشه نیم ساعت قبل از امتحان استرس منو می گیره که همراه با دل پیچه ی شدید هست و همین که را بیفتم برم به امتحان تموم میشه و سر امتحان هم اگه حتی هیچی هم بلد نباشم اصلا عین خیالمم نیست ولی اصلا قبل کنکور استرس نداشتم و شب قبلش مامانم با زور ساعت 10 خاموشی داد که باید بخوابی منم رفتم مثل بچه ی آدم خوابیدم ( البته ساعت 5/11 خوابم برد !) تا صبح هم تخت خوابیدم اصلا هم کابوس مابوس ندیدم ، صبح هم یه ربع مونده بود به 6 بیدارشدم و ساعت و خاموش کردم 10 دقیقه دیگه خوابیدم ! حالا جالبش این جاس که دو روز قبلش عمه م زنگ زده بود که حاجیه از غذا نیافتاده !!!
و اما چشمتون روز بد نبینه الان ان قدر استرس دارم ! گفتم کنکور می دم یه آب خوش از گلوم پایین میره ولی نه ! نمیشه ، تو دلم انگار دارن رخت می شورن ! شبام تا دلتون بخواد خواب های قشنگ کنکور رو می بینم در مدل های مختلف ! بچه های سال قبل بیچاره ها می گفتن بدبختی بعد کنکوره ولی من بهشون می خندیدم !
نمی دونم شما ها می فهمین یا نه ؟! ولی خیلی استرس بدیه همش تو فکر اینم که رتبم چند میشه ، البته من خودمو آماده کردم که پشت کنکور بمونم و دلیلش هم اینه که فقط دوست دارم پزشکی قبول بشم و مهمترش این که وقتی داشتم کنکور می دادم متوجه شدم که همه ی سوالای کنکور رو حتی ریاضی رو ( انصافا 20 از 30 رو دیگه بلد بودم !) بدون استثنا ( مخصوصا اختصاصی ها ) بلد هستم و فقط زمان بود که دست و بالم رو بسته بود و وقتی میدیدم منی که توی شیمی این همه تسلط داشتم و تو کنکور آزمایشی همیشه تو شیمی 1 بودم دارم سوالا رو از دست می دم ( نه این که بلد نباشم زمان نداشتم ) واقعا اون جا اعصابم داغون شده بود و با خودم تصمیم گرفتم که یک سال دیگه هم بمونم .
تو خونه هم همه اصرار دارن که درصد هاتو در بیار ببینیم چقد زدی ولی هر چقدر می کنم نمیتونم !
خلاصه کلام این که گفتم یه خرده این جا بنویسم شاید دل صاحاب مرده آرام بگیره !

Categories: Uncategorized

من 18 سالمه ؟

جولای 6, 2008 shooka 2 نظر

امروز 18 ساله شدم !
باورش برام خیلی سخته ، احساس می کنم که همون دختر 16 ساله هستم و خداییش هم هیچ تغییری تو خودم احساس نمی کنم ، این طور که بوش میاد انگار من هم دوست ندارم که سنم بره بالا ( حتما میدونین که خانوما همیشه تو گفتن سنشون مشکل دارن!) کلا 18 سالگی سن جالبیه ، 18 سالت که بشه می تونی گواهینامه بگیری ، پول گرفتن از بانک دیگه نیازی به پدر جان نداره ! و تلخ تر این که سنیه که قصاصت می کنن !! ( این آخریه خیلی بده چون اون روز جامه جم صفحه ی حوادثش با یه پسر 17 ساله که قتل غیر عمد کرده بود مصاحبه کرده بود و بیچاره گفته بود که از رسیدن به سن 18 سالگی خیلی می ترسه چون قرار بود قصاصش کنن )
خلاصه این که از کادو های رسیده و نرسیده خیلی ممنونم !
تولد
یادش به خیر یه زمانی من هم 6- 7 سالم بود !

Categories: Uncategorized