خانه > Uncategorized > چرا بعد از کنکور ؟!

چرا بعد از کنکور ؟!

همیشه به داشتن استرس تو خانواده و دوست و آشنا معروف هستم ولی به نظر خودم ان قدرام شدید نیست که این و اون من جمله عمه ی عزیزم بزرگ جلوهش می دن ، همیشه نیم ساعت قبل از امتحان استرس منو می گیره که همراه با دل پیچه ی شدید هست و همین که را بیفتم برم به امتحان تموم میشه و سر امتحان هم اگه حتی هیچی هم بلد نباشم اصلا عین خیالمم نیست ولی اصلا قبل کنکور استرس نداشتم و شب قبلش مامانم با زور ساعت 10 خاموشی داد که باید بخوابی منم رفتم مثل بچه ی آدم خوابیدم ( البته ساعت 5/11 خوابم برد !) تا صبح هم تخت خوابیدم اصلا هم کابوس مابوس ندیدم ، صبح هم یه ربع مونده بود به 6 بیدارشدم و ساعت و خاموش کردم 10 دقیقه دیگه خوابیدم ! حالا جالبش این جاس که دو روز قبلش عمه م زنگ زده بود که حاجیه از غذا نیافتاده !!!
و اما چشمتون روز بد نبینه الان ان قدر استرس دارم ! گفتم کنکور می دم یه آب خوش از گلوم پایین میره ولی نه ! نمیشه ، تو دلم انگار دارن رخت می شورن ! شبام تا دلتون بخواد خواب های قشنگ کنکور رو می بینم در مدل های مختلف ! بچه های سال قبل بیچاره ها می گفتن بدبختی بعد کنکوره ولی من بهشون می خندیدم !
نمی دونم شما ها می فهمین یا نه ؟! ولی خیلی استرس بدیه همش تو فکر اینم که رتبم چند میشه ، البته من خودمو آماده کردم که پشت کنکور بمونم و دلیلش هم اینه که فقط دوست دارم پزشکی قبول بشم و مهمترش این که وقتی داشتم کنکور می دادم متوجه شدم که همه ی سوالای کنکور رو حتی ریاضی رو ( انصافا 20 از 30 رو دیگه بلد بودم !) بدون استثنا ( مخصوصا اختصاصی ها ) بلد هستم و فقط زمان بود که دست و بالم رو بسته بود و وقتی میدیدم منی که توی شیمی این همه تسلط داشتم و تو کنکور آزمایشی همیشه تو شیمی 1 بودم دارم سوالا رو از دست می دم ( نه این که بلد نباشم زمان نداشتم ) واقعا اون جا اعصابم داغون شده بود و با خودم تصمیم گرفتم که یک سال دیگه هم بمونم .
تو خونه هم همه اصرار دارن که درصد هاتو در بیار ببینیم چقد زدی ولی هر چقدر می کنم نمیتونم !
خلاصه کلام این که گفتم یه خرده این جا بنویسم شاید دل صاحاب مرده آرام بگیره !

Categories: Uncategorized
  1. جولای 6, 2008 در t 11:37 ق.ظ | #1

    درك ميكنم چي ميگي
    دقيقا
    اون تابستون كه كنكور داده بودم اصلا نفهميدم چي كار كردم دلم نميخواست
    نه جايي بروم نه حتي مسافرت
    نه كلاس تفريحي…
    ميگذره
    برات آرزوي بهترين ها رو دارم

  2. جولای 6, 2008 در t 5:56 ب.ظ | #2

    عمرآ درصدهات رو در نیاری ها… حالا حالاها درگیرشی… تا شهریور که جواب انتخاب رشتت بیاد… ولی اصل کاری رو استاد کردی… ایشالا دو رقمی…نه؟!

  3. جولای 7, 2008 در t 5:16 ب.ظ | #3

    سلام
    ااا بالاخره كنكور رو دادي و اومدي
    ايول
    فك نميكردم منو يادت باشه …

    فردا آخرين امتحانمه
    بعدش ميام اين پست هاي آخرت رو ميخونم و با هم حرف ميزنيم :*

    فعلا باي باي :*

  4. جولای 9, 2008 در t 6:07 ب.ظ | #4

    سلام

    منم همينطوري بودم ! وقتي كنكور دادم انقدر حالم بد بود كه به هيچ تلفني هم جواب نميدادم !!
    طبيعيه استرس داشته باشي … نتيجه ي 1 سال تلاشته …
    ايشالا كه قبول ميشي ، همون رشته اي كه دوست داري :)

    راستي تولدت هم با يكم تاخير مبارك :دي

  5. می 22, 2009 در t 3:58 ب.ظ | #5

    با عرض سلام خدمت شما دوست خوب …

    *** از طریق لینک زیر می توانید …

    • هم لینك باكس اختصاصی / OjOBeHaieGharN/ را مشاهده كنید .
    • می توانید لینك وبلاگ خود را به طور كاملا رایگان وارد نمائید .
    • می توانید عضو كلوپ شودید .
    • میتوانید با مدیر كلوپ ارتباط برقرار كنید .
    • و در صورت عضو بودن ، می توانید از طریق آن وارد كنترل پنل خود شوید .

    * هدف ما ایجاد یك محیط جذاب برای كاربران است *

    * مهم * : وبلاگ گروه /اعـجـوبـه هـای قـرن/ اولین وبلاگی است(در ایران) كه به اپـراتـور

    متصل میگردد .

  1. No trackbacks yet.