بازگشت گودزیلا ( 2 )
درست دو هفته پیش این موقع داشتم کنکور می دادم ولی ازاون موقع تا حالا اصلا دل و دماغ آپدیت کردن وبلاگ رو نداشتم ، البته حقیقتش اینه که از وقتی که تو توییتر می نویسم این کوتاه نویسی خیلی بیشتر از وبلاگ نوشتن ، اون هم در سبک وبلاگ من بهم می چشبه !
خب ، حالا اگه بخوام درباره ی کنکور بگم اینه که سوالای عمومی به نظر من خیلی سخت و سوالای اختصاصی خیلی راحت تر بودن مخصوصا زیست و فیزیک و کلا سبک کنکور یه جوری شده که دارن عمومی ها رو بد جور می پیچونن و به نظر من هر سال کنکور خیلی سخت تر نسبت به سال قبل می شه ، مثلا کنکور سال 87 و 88 آسمان تا زمین با هم فرق دارن ! خلاصه این که ، باشد که رستگار شویم و هم دل خودمان و هم دل این خانواده ی چشم انتظار شاد شود !
تابستون هم به طرز خیلی فجیع داره خوش می گذره ! خوابیدن تا لنگه ی ظهر و موسیقی و کتاب و ….. کلی حال میده .
بعدش این که روز دوشنبه هم 19 ساله شدم ، فکر کنم از 15 سالگیه که دارم تو وبلاگام تولدمو برا خودم جشن می گیرم ! خودمم باورم نمیشه من 19 سالمه و این همه بزرگ شدم !
راستی چقدر وبلاگم برام غریبه شده !!!
پی نوشت : خداییش حال می کنین تیترو ( اگه اینو نمی گفتم میمردم )





انگار همین دیروز بود که گفتی دارم میرم بخونم واسه دکترا و دیگه نت نمیام! دیگه هم ایمیل نزدی! امیدوارم امسال به آرزوت برسی…
منم وبلاگم رو عوض کردم و اگر خواستی آدرس جدیدش رو به ت میدم. در عین حال موفق باشی خانوم دکتر….
آها این کامنت قبلی منم که اینجا مینوشتم:sade.blogsky.com
هه هه راستیم ها چه زود بزرگ شدی تو
امیدوارم علاوه بر خودت و خانوادت دل من و بقیه دوستانت رو هم شاد کنی
منم امسال اولین کنکورم و دادم!
) و با موفقیت کامل ریدم! امیدوارم یه جایی قبول شم! که احتمالا سراسری زبان و اونیکی پیام گور رو قبول میشم! بعد این که این حسن که بالا سر من کامنت داده همه جا هست!
) اسمایلی خرمگس!
سلام
اینقدر در این مدت حالم گرفته بود که یاد کنکور نبودم
خوبی گودزیلا؟
منتظر خبرهای خوب هستم ها