زندگی ، میگذرد ، خواهی نخواهی
این روزها به معنای واقعی کلمه دارم زندگی میکنم ، یه زندگی عادی بدون اتفاق خاص و هیجان انگیز … کمی هم از دنیای مجازی فاصله گرفتم ، برخلاف انتظارم اصلا هم سخت نیست ، از اونجایی که همش تو این شبکه های اجتماعی ولو بودیم و کار مفیدی نمیکردیم نبودنم نه به حال من فرقی میکنه نه به حال دوستان !
صبح ها مثل بچه آدم پا میشم میرم دانشگاه ، بر میگردم و شب درس میخونم و مهم تر از همه به موقع میخوابم ، پنج شنبه و جمعه ها هم که تعطیلم به عنوان جایزه فیلم میبینم .
راستی راستی کلاس زبان هم میرم و بر خلاف این که مجبورم بعد از صبح تا شب دانشگاه بودن عصر خودم رو به کلاس برسونم ولی واقعا لذت میبرم و اصلا احساس خستگی نمیکنم ، خیلی عجله دارم که بتونم به راحتی بدون تپق زدن حرف بزنم ، تنها مشکلم اینه که نمیتونم ساختار جمله رو رعایت کنم با وجود کلمه هایی که بلدم اگه ساختار رو رعایت نکنم به هیچ دردی نمیخورن !
میدونم پراکنده نوشتم ؛ تحملمان کنید تا نوشتن دوباره یادمان بیاید ، با تشکر .





آخرین نظرات